پرش به محتوا

فریلنسرهای حرفه ای چگونه هستند

فریلنسرهای حرفه ای به دنبال یادگیری هستند

فریلنسرهای حرفه ای به دنبال یادگیری هستند

طراح اپلیکیشن و فریلنسرهای حرفه ای همیشه به دنبال یادگیری هستن و براش وقت میذارن. من گفتم که بخشی از درآمدتون رو پس انداز کنید و برای یادگیری هزینه کنید.من معمولا 5 درصد درآمدمو میذارم برای یادگیری شاید بعضی وقتا کمتر بشه. اتفاقی که میفته چیه؟ قبلا گفتم که فریلنسر زمان خودشو میفروشه. طراح اپلیکیشن برای اینکه بتونه پروژه گرونتر برداره تنها کاری که میتونه بکنه اینه که قیمت خودشو ببره بالاتر. بجز یادگیری و سرمایه گذاری روی خودتون هیچ کاری نمیتونید بکنید. هر چی یادگیری و تجربه ات بالاتر بره وچالش های بیشتری رو سپری کنی، نمونه کارهای بهتری ارائه بدی و  مهارتهای نرمتو ارتقا بدی قیمتتو یه پله میبرن بالاتر.

پس برای افزایش تجربه خودتون وقت بذارین. تجربه ربطی به سن نداره. خیلی از بزرگای دنیا همینومیگن.تجربه به میزان زمانی که شما برای یادگیریتون میذارید و چالش هایی که پشت سر گذاشتید بستگی داره.پس بیاید بیشتر یاد بگیرید تا قیمتتون بره بالاتر. این کاریه که فریلنسرهای حرفه ای انجام میدن.

فریلنسرهای حرفه ای مهارت های نرم را بلدند

فریلنسرهای حرفه ای مهارت های نرم را بلدند

اطراف خودتونو در نظر بگیرید طراح اپلیکیشن هایی که از نظر خودتون از لحاظ فنی و تخصص از شما پایین ترن ولی درآمدشون چندین برابر شماست! اگه اینو دیدید من میخوام بهتون بگم که یکی از بزرگترین دلیلش چیه؟ مثلا شما یه برنامه نویس خیلی خوب هستید و خیلی کارا بلدید ولی رفیقت که تخصصش از تو پایین تره از همون حوزه درآمدش سه برابر توئه. تفاوت تو این مورد در عمده مواقع داخل مهارت های نرمه. ممکنه تو تخصصت خیلی بالاتر باشه ولی ارتباطاتت ضعیفه، نمیتونی خودتو پرزنت بکنی، مدیریت زمان نداری،مدیریت پروژه بلد نباشی، روی بهبود فردیت کار نمیکنی.

اینها ربطی به تخصص نداره ولی ارتباطات یه چیزیه که دوستتو رشد داده. اون از ارتباطات خوبش، پرسونال برندینگی که ایجاد کرده، مدیریتش، کار تیمیش، ارتباطات موثری و  کانکشنهایی که ایجاد کرده  تونسته پروژه های بیشتری بگیره.

من این مژده رو بهتون میدم که اگه تخصص شما بیشتره وقتی که مهارت های نرم خودتونو بردین بالا شما چندین پله از اون میرید بالاتر.

مشکلی که معمولا جامعه برنامه نویس، طراح اپلیکیشن ها و فریلنسرها دارن خیلی وقتا دارن توی اینه. من اسم چند تا از مهارتهای نرم  رو ذکر میکنم .هرکدوم از اینها دنیای خاص خودش رو دارن.

چالشی که از نظر من که جلوی رشد خیلی از فریلنسرها، برنامه نویسها، طراحای وب، طراحای اپلیکیشن و هر کسی که توی خونه کار میکنه رو میگیره اینه که فقط روی مهارت تخصصیشون فوکوس میکنن و مثلا یه دوره آموزشی نگرفتن که فن بیانشونو خوب کنن.

وقتی از سمت یه شرکت برات پروژه میاد اولین چیزی که باعث میشه اون پروژه رو بهت بدن یا نه به نحوه پرزنت کردنت برمیگرده.

پرزنت کردن نحوه بیان، نوع صحبتها، توانایی ارتباط موثر، ارائه نمونه کارها به شکل درست رو شامل میشه. اگه اینها به دل کارفرما بشینه بهت پروژه رو میده و تجربه خوبی برای کارفرما ایجاد میکنه و پروژه های بعدیش رو هم بهتون میده.

خواهشی که ازتون دارم اینه که توی هر حوزه ای که کار میکنید علاوه بر مهارت های فنی حتما روی مهارت های نرم خودتون کار کنید و برای آموزش خودتون وقت بذارید.

مهارت های نرم چیا هستن

مهارت های نرم فریلنسرهای حرفه ای

سازگاری و انعطاف : مثلا ما الان توی دوره کرونا هستیم و اگه نتونیم خودمون رو با این شرایط وفق بدیم خیلی ضرر میکنیم. اگه تا الان کارمون رو بیرون انجام دادیم باید یاد بگیریم که بخاطر شرایط پیش اومده توی خونه و از راه دور کارمونو انجام بدیم.

مهارتهای نرم هر تخصصی رو میتونه ارتقا بده.

من طرز فکر رشد دارم

آدمهای موفق طرز فکر رشد دارن. کتاب mind set خانم کارل دوک رو بگیرید و مطالعه کنید. تو این کتاب میگه موفقیت به تفکر و نوع نگرش آدمها برمیگرده. اگه بخوایم یه پارامتر رو برای موفقیت افراد در نظر بگیریم نوع نگاهشون به مسائل زندگی هست. شک ندارم اگه این کتاب رو بخونین یه مقدار زندگیتون زیر و رو میشه.

کتاب mind set  برای طرز فکر رشد فریلنسرها

طرز فکر رشد و طرز فکر ایستا

طرز فکر رشد و طرز فکر ایستا

نوع نگرش این دو تا رو درباره چند مسئله میگم.

در مورد مسئله مهارت وتوانایی کسایی که طرز فکر ثابت دارن اون رو ذاتی میدونن.

افرادی که طرز فکر رشد دارن میگن هر مهارتی اکتسابی هست. باید تلاش کرد تا به اون مهارت رسید و توش ارتقا پیدا کرد. برای اینکه بزرگتر بشم باید یادگیری بهتری داشته بشم. هر چیزی رو که بخوام میتونم یاد بگیرم.

آدمهایی که طرز فکر ثابت دارن بخاطر اینکه مثلا آی کیو بالایی دارن از خودشون توقعشون میره بالا و میزان عملگراییشون میاد پایین. در نهایت میبینید در بیزینس ها افرادی موفق هستن که عملگرایی بالایی دارن.

مهمترین فاکتور موفقیت 90 درصد افراد موفق عملگراییشون هست نه اینکه بگن ما باهوشیم و فلان.

افراد با طرز فکر ثابت از چالش ها میترسن و سعی میکنن جوری رفتار کنن که تو فشار نرن و توی دایره امن خودشون میمونن. مثلا خیلی از افرادی که دوست دارن یه شغل کارمندی داشته باشن ،چالش دوست ندارن. دوست دارن ماهانه حقوقشون مشخص باشه ودغدغه ای نداشته باشن. در عوض افرادی که طرز فکر رشد دارن چالش ها رو لازمه رشد میبینن. لازمه افزایش تجربه میبینن و مشتاقانه میرن سمتش. چون چیزی که اونها رو رشد میده دقیقا همین چالش ها هست.

توی چالش ها فرصت ها ایجاد میشه. مثل وضیعت الان که توکرونا هستیم. افراد موفق میگن اوه الان تو یه چالش هستیم. میشینن بررسی میکنن میگن خوب الان کرونا اومده همه رفتن خونه نشین شدن وحوصله شون سر میره و مدام گوشی دستشونه. پس خیلی میل به فضای مجازی زیاد میشه پس من برم فعالیتهامو ببرم توی حوزه  مجازی.

اگه بخوای با خیال راحت یه گوشه بشینی و تو چالش ها نری هیچوقت فرصتی برای بزرگ شدن و برای رسیدن به رویاهات به وجود نخواهد اومد.

طرز فکر افراد با نگرش ثابت اینجوریه که میگن اگه تلاش بکنم به معنی اینه که باهوش نیستم. آدمایی که طرز فکر ثابت دارن معمولا میگن اگه زور بزنم میگن این فکر نمیکنه. در عوض آدمایی که طرز فکر رشد دارن میگن تلاش لازمه موفقیته. اگه تلاش نباشه موفقیت هم نیست.

طرز فکرتون رو عوض کنید

آدمهایی که طرز فکر ایستا دارن نگرشون به نقد و یا فیدبک منفیه و گارد میگیرن. مثلا وقتی نقدشون میکنی و مثلا میگی اونجا حرفت بد بود سریع گارد میگیرن که نه حقش بود و فلان. این خوب نیست.

آدمهای که طرز فکر رشد دارن از نقدها و فیدبکها یاد میگیرن. بهش میگی این حرفت اونجا بد بود میگه عه بد بود؟ کجاش بد بود؟ یعنی سوال میپرسه. مثلا میگی لحنت تند بود میگه راست میگیااا یاد بگیرم دفعه بعد لحنمو آروم کنم.

آدمهایی که طرز فکر ایستا دارن ازشکست میترسن. شکست رو مایه شرمندگی میدونن و تمام تلاششون رو میکنن که اینقدر محتاطانه برن جلو که نکنه یکی متوجه بشه شکست خوردن. در عوض آدمهای با طرز فکر رشد شکست رو صرفا یه تلنگری میدونن برای اینکه پاشن دوباره به یه روش دیگه اون کارو انجام بدن تا به موفقیت نزدیک بشن. از شکست ها یاد میگیرن.

بزرگترین معلم من شکستهام بودن. من روی یه پروژه دویست میلیون ضرر کردم ولی بیزینسم بعد اون پروژه خیلی متحول شد.چون تمام درسهایی که از اون شکست خوردم رو یادداشت کردم و دیگه تکرار نکردم.

فریلنسرهای حرفه ای پرسونال برندینگ دارند

فریلنسرهای حرفه ای پرسونال برندینگ دارند

درنهایت باز هم تاکید میکنم که حرفه ای ها میرن سراغ پرسونال برندینگ خودشون. داستان ساخت پرسونال برندینگ یه داستان مفصل هست که دوره جداگونه خودش رو میخواد.

آدمی که میخواد پرسونال برندینگ ایجاد کنه باید حوزه کاری خودش رو مشخص بکنه. مخاطبایی که میخواد بهشون محتوا بده رو مشخص کنه، خلاقیت داشته باشه. از دایره مخاطبین و تعریف برندش بیرون نیاد یعنی عمومی حرف نزنه. درنهایت ارزش خلق کنه. همه اینها با تولید محتوا و پرزنت کردن خودتون به  وجود بیاد.

اینها مجموعهای از مواردی هستن که شما برای ساختن پرسونال برندینگ نیاز دارین که  داشته باشین.این موارد مخصوص فریلنسرینگ نیست و میتونید توی هر حوزه ای ازش استفاده کنید و موفق بشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.